می خوام رفتگر بشم!!!

خوش بحال رفتگر مهربون

همه دوسش دارن!

شبای عید ٬ تمام کوچه به او عیدی می دن.

یکی ٬ دوتا ٬ سه تا ٬ ... اووه... می شه خیلی.

تازه اون اقایی که خونش سر کوچه است و یه ماشین قشنگ داره٬ بهش بیشتر هم می ده.

 « می خوام رفتگر بشم »

اوخ اوخ اوخ ٬ بابام داره می اد ٬ الان اگه اینارو ببینه ٬ باز مجبور می شم از اون خوابای سخت ببینم!

ش. فریاد

بهار ۸۰

/ 6 نظر / 26 بازدید
jouibar

سلام شهرام عزیز، خیلی خوشحال شدم که وبلاگت رو پیدا کردم. هر جا هستی شاد باشی.

سلمل

آقای فرياد ببين می تونی توی صفحه مديريت يادداشت ها روی تعداد کامنت های هر پست کليک کنی و اگه ميخوای اونها رو ديليت کنی (مثل همین کامنت )

عرض شود که حاجی جون، دوست دارم، قربون اون موهای بلندت برم من، گاهی یه خبری از ما بگیر یه فحشی بده لااقل. حاجی به سلامتی هر چی مرده خدا وکیلی، نوشتم خطی ز دلتنگی. دریای غم ساحل ندارد. عشق من مادر. برمیگردم رفیق....هی مادرتو روزگار... هی...... خیلی چاکریم.....

زمين خوردتم حاجی جون ٬ به مرتضی علی خيلی يادتو می کنم ٬ يه حاجی بيشتر تو دنيا نداريم که ٬ عهد کردم تا برنگردی موهارو نريزم ٬ چشام کور شد به در ٬ فکر کردم امسال میای... هی تنهايی... ما که مرداب شدیم رفت به عزتت خمارم حاجی جون یه نشونی از خودت بذار ٬ خیلی خیلی چاکریم ...

فاطمه

پس چرا مطلب جدید نمی نویسی؟؟؟؟؟ ما منتظریم ها!